نویسنده بهرام در مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹
سلام مجدد خدمتهای دوستان عزیز. از اینکه این چند مدت نمیتونم پست بزنم عذرخواهی میکنم. شدیدا درگیر یک پروژهی جدی هستم. 
این هفته دیگه ترس رو کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم که یک نصب از اول openSUSE 11.3 رو انجام بدم. اما طبق معمول نمایشگر DFP یا همون Default Flat Panel لپتاپ VAIOی من رو نشناخت و صفحه کلا سیاه شد. بعد از کلی بیچارگی و غیرفعال کردن nouveau ( یا همون درایور آزاد انویدیا – بوسیلهی اضافه کردن خط nouveau.blacklist=true به راهاندازی کرنل ) اون رو نصب کردم و بعد خواستم که درایور پرینترم رو نصب کنم ( Canon LBP2900 ). با وجود اینکه درایور رو برای سیستم ۶۴ بیتی کامپایل کردم و در openSUSE 11.2 هیچ مشکلی نداشت اما در این نسخه کار نکرد ( حالا بعدا میگم که چرا !! )
به هر حال این مسائل باعث شد که برم به سمت Fedora 13 و اون رو امتحان کنم. نتیجه بسیار امید بخش بود. درایور nouveau که در فدورا ۱۳ بود به خوبی DFP من رو شناخت و حتی تونستم با نصب mese-dri-drivers-experimental به خوبی در گنوم کامپیز رو فعال کنم. البته جای ذکر هست که این درایور در KDE کار نکرد و نتونست Compositing رو فعال کنه. در مورد این درایور بگم که هنوز جای کار داره. در طی تست چند ساعته که در گنوم ( البته با کامپیز فعال ) انجام دادم، مثل پخش موسیقی و یک فیلم بسیار با کیفیت ( مثل BigBuckBunny بعدا حتما یک پست در مورد این فیلم جالب خواهم نوشت ) و یکی دو بازی، بیشتر از ۳ بار کل X کرش کرد و حتی نمیتونستم وارد شل بشم ! پس فدورا ۱۳ رو هم بیخیال شدم.
اما از این فدورا ۱۳ یک نتیجه خیلی جالب گرفتم : اگر فدورا ۱۳ بتونه DFP من رو شناسایی کنه و چون nouveau کدباز هست پس حتما در nvidia استفاده میشه. و خیلی سریع به یاد درایورهای جدید انویدیا یعنی ۲۵۶ برای لینوکس افتادم ! البته من قبلا هم از این درایور استفاده میکردم اما چون عادت کرده بودم که به صورت دستی DFP رو به xorg.conf بدم ، اصلا بدون CustomEDID امتحانش نکرده بودم و حالا وقتش رسیده بود. فدورا رو پاک کردم و openSUSE 11.3 amd64 رو نصب کردم.
و حالا خبر خوب برای دارندگان لپتاپهای VAIO اینکه DFP من در درایور رسمی nVidia نسخهی ۲۵۶٫۴۴ بدون هیچ مشکلی شناسایی شد ! تنها مشکلی که وجود داره ( البته فعلا ) عدم تنظیم backlight هست که شاید برای بسیاری این مشکل هم حل شده باشد. این برای اولین بار هست که میتونم از طریق کنترل پنل انویدیا لپتاپ وصل شده به یک پروژکتور رو تنظیم و فعال کنم ! ( خیلی هیجان انگیزه !!
) البته قبلا با دردسر زیاد با استفاده از sax2 این کار رو انجام میدادم !
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در تیر ۲۴م, ۱۳۸۹
خوب دوستان عزیز پس از ۶ ماه انتظار نسخهی نهایی OpenSUSE یعنی ۱۱.۳ هم منتشر شد.

از مهمترین ویژگیهای این نسخه میتوان به پشتیبانی از NetBook ( البته قبلا هم وجود داشت ! ) با استفاده از KDE 4.4.4 و پشتیبانی از گوشیهای هوشمند موجود مثل iPhone و Android و BlackBerry و پردازش ابری قوی و سریعتر اشاره کرد. برای دیدن کامل ویژگیها به اینجا مراجعه کنید.
و توصیه میکنم حتما نسخهی DVD را دانلود کنید ( و یا سفارش دهید ) چون همزمان هر ۴ محیط گرافیکی دسکتاپ رو خواهید داشت ( GNOME, KDE, Xfce, LXDE )
و من در انتظار آماده شدن DVD ها در فروشگاههای گنو/لینوکس فارسی ….
نویسنده بهرام در تیر ۱۲م, ۱۳۸۹
اگر تا حالا فکر میکردید که PHP فقط یک زبان سمت سرور ساده ( و نهایتا پیچیده !! ) هست ، اشتباه کردید. اشتباه شما در قسمت «سمت سرور یا Server Side» فرض کردن PHP بوده است. PHP برخلاف هدف خود ( که همون اسکریپتنویسی سمت سرور باشه ) میتونه به خوبی در سمت کلاینت کاربرد داشته باشه.
اگر با GTK آشنا نیستید ، حتما این صفحهی ویکیپدیا رو بخونید. اگر حوصله ندارید ، من کار رو براتون آسون میکنم یه توضیحاتی میدم. GTK مخفف کلمات GIMP ToolKit میباشد ( به همین راحتی !! ). خوب اگر کاربر گنو/لینوکس باشید ، امکان نداره با برنامهی دستکاری تصاویر GIMP آشنا نباشید. ( برای توضیح ویندوزیها یه چیزی شبیه فتوشاپ. البته فتوشاپ باید بره جلو و بوق بزنه !! :دی ) یعنی درواقع GTK برای نوشتن GIMP توسعه داده شد که البته بوسیلهی Glib و دیگر کتابخانههایی که با C نوشته شدند فریمورک قوی +GTK یا جیتیکیپلاس رو بوجود آوردند.
معمولا برنامههای مبتنی بر +GTK رو با C مینویسن ولی به سایر زبانهای برنامهنویسی هم Bindingهایی انجام شده که یکی از اونها PHP است. شما میتونید با استفاده از PHP برنامههای گرافیکی سمت کاربر بنویسید. که البته بسیار راحتتر و سادهتر از C خواهد بود چرا که اولا با توابع غنی و بسیار راحت PHP میتونید کد بزنید و ثانیا دیگه قواعد دست و پا گیر C مثل اشارهگرها و حتی مشخص کردن انواع متغیرها رو ندارید !
البته خودم هم تازه دارم شروع میکنم که با PHP در GTK برنامه بنویسم ولی برای تست دو نمونه رو در گنو/لینوکس و ویندوز اجرا کردم که براتون میزارم.
قبل از هر چیز بایستی PHP-GTK رو روی سیستمعامل خودتون نصب کنید. روی گنو/لینوکس کافیه که بستهی php-gtk یا php5-gtk رو نصب کنید ( ممکنه یهسری dependency داشته باشه ) و یا اگه میخواید از سورس نصب کنید ، اینجا رو ببینید. برای نصب در ویندوز خیلی راحته. فقط کافیه فایل باینری رو از اینجا بگیرید. بعد فایل رو Extract کنید و داخل یکی از درایوهاتون بریزید. حتی نیازی به دانلود خود PHP هم ندارید و یک نسخه به صورت پیشفرض داخلش هست. کافیه مثالی که در ادامه بحث میکنم رو داخل این پوشه بریزید و php filename.php رو بزنید. برای نصب در MacOSX اینجا رو ببینید.
(بقیه در ادامهی مطلب)
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹
فکر کنم این ترم بیشترین تعداد مقالهها و تحقیقها رو داشتم. ( البته جای ذکر هست که هیچ کدوم از این نوشتهها رو نمیشه به عنوان یک مقالهی علمی و تحقیقاتی به حساب آورد و اینها فقط مقالههای آموزشی هستند )

مقالهای که میخواهم معرفی کنم ، کاملا ترجمهی مقالهای در این آدرس از سایت سیسکو است. ( با عنوان Internetworking Technology Handbook – AppleTalk )
داستان ترجمهی این مقاله جالب هست. حدودا نیمهی ترم ، استاد شبکهی ۲ ما به دلیل داشتن سمت معاون دانشکده ، کلاس ما رو نتونست ادامه بده و یک استاد دیگه برامون آوردن که البته بسیار بسیار مسلط هستند. سر کلاس نمیدونم چطوری شد که چشمم افتاد به جملهای که در کتاب تنن باوم بود که نوشته بود : «در TCP/IP هم همانند دیگر پروتکلهای AppleTalk و IPX قابلیت اطمینان در لایههای بالاتر بررسی میشود» که البته این دو پروتکل AppleTalk و IPX رو خیلی جاهای دیگه از همین کتاب دیده بودم ولی جایی توضیح داده نشده بود. همین طوری پرسیدم که استاد اگه ممکنه در مورد AppleTalk و IPX اگه وقت کلاس رو نمیگیره توضیحی بدید. که بعد از چندبار تکرار کردن اسم این دو پروتکل گفتند که نمیدونم !!
جلسهی بعد در کمال ناباوری گفتند که شما باید برای هفتهی بعد ارائهی AppleTalk رو آماده کنید و بیایید برای بجهها ارائه بدید و برای امتحان هم مطرح میشود (!) به هر حال بعد از تحقیق فهمیدم که افتادم توی یک پروتکل اختصاصی فقط برای کامپیوترهای Mac و تجهیزات Apple . راه برون رفت هم نبود.
به هر حال هرچند این مقاله زیاد باب طبع خودم نبود، اما مقاله رو ترجمه کردم و با یک سری اطلاعات که از ویکیپدیا و جاهای مختلف دیگه جمع آوری کرده بودم سر کلاس ارائه دادم و بد هم نبود. جالب اینکه بر طبق گفتهی ویکیپدیا از AppleTalk دیگر حتی در سیستمعامل اختصاصی Mac یعنی Mac OS X از سال ۲۰۰۹ پشتیبانی به عمل نمیآید ( یعنی از نسخهی Mac OS X v10.6 به بعد )
از این داستان که بگذریم ، در این مقاله ابتدا به بررسی اجزای هر شبکهی AppleTalk پرداخته شده و به طور مؤکدی نگاشت هر پروتکل در AppleTalk به مدل مرجع OSI بررسی شده است. به بررسی پیادهسازیهای مختلف به طور مثال در لایهی پیوند داده برای انواع شبکههای رایج به صورت معادل آنها با نام EtherTalk برای Ethernet و TokenTalk برای Token Ring و FDDITalk برای ANSI FDDI و LocalTalk برای شبکههای لوکال تجهیزات اختصاصی اپل پرداخته شده است. سپس به بررسی پیادهسازیهای مختلف در لایههای شبکه (Datagram Delivery Protocol ) و لایهی انتقال ، جلسه و ارائه و کاربرد پرداخته شده و در هر مرحله نگاشت آنها به مدل مرجع OSI نشان داده شده است.
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۹
در این پست میخواهم مقالهای با نام «شروعی برای JSP» رو که حاصل کار بنده هست معرفی کنم. این مقاله حاصل بیش از ۲ ماه کار بر روی JSP و بیشتر از ۴ روز تمام بر روی نگارش مقاله است. امیدوارم این مقاله بتواند شروعی برای کسانی باشد که میخواهند آزادی در نرمافزار را با زبان برنامهنویسی زیبای جاوا ترکیب کنند.

از همهی شما خواهش میکنم همان طور که بنده حاصل پروژههای دانشجویی خودم را بی کم و کاست در اختیار شما قرار میدهم ، شما هم در نقل مطلب و منبع آن کوتاهی نکرده و هرجایی که آن را نقل میکنید ، منبع آن را ذکر کنید.
در این مقاله ابتدا به مقدمهای در مورد JSP پرداخته شده و سپس به مقایسهای مفصل بین سه زبان رقیب سمت سرور ( یعنی PHP ، JSP و ASP ) پرداخته شده است. بعد از آن سعی کردهام تا به بررسی مختصری از سرولت (Servlet) در جاوا بپردازم. پس از بررسی سرولت که پیش نیاز ، JSP است به ورود به JSP پرداختهام.
بعد از آن به بررسی قواعد JSP مانند موارد زیر پرداختهام :
Directives -۱
۲- تعاریف (Declarations)
۳- عبارات (Expressions)
۴- Scriptlets
۵- توضیحات (Comments)
سپس به بحث مهم محدودهی عملکرد اشیا پرداختهام که امکان دستیابی به شیءهای مختلف JSP در مناطق مختلف را مشخص میکند.
سپس بحث زیبای Beanهای جاوا مطرح شده است. با استفاده از Beanهای جاوا شما میتوانید برنامهنویسی با استفاده از عناصر از قبل تولید شده را در واقع تجربه کنید. در این مقاله چندین مثال با استفاده از Java Beans بررسی شده مانند نحوهی گرفتن عناصر فرمها و مقداردهی آنها.
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹
دیروز ابونتو رو دانلود کردم. با VirtualBox یه تست زدم ، بد نبود. گفتم مستقیم هم یه تستی بزنم. دیدم که بعد از بوت به صورت Live اصلا خروجی روی نمایشگر نداشتم. این مشکل ، مشکلی جدید با لپتاپهای سونی و کارت گرافیک Nvidia نیست. این مشکل به خاطر وجود درایور اوپن سورس انویدیا در این نسخه از ابونتو هست. شما باید قبل از بوت در GRUB گزینهی زیر رو وارد کنید تا به صورت موقتی درایور اوپن سورس انویدیا غیرقعال بشه :
nouveau.blacklist=true
برای اضافه کردن این گزینه وقتی سیستم رو با CD اوبونتو بالا میارید قبل از زدن Try Ubuntu Without Any change دکمهی (فکر کنم ) F6 رو بزنید ( یعنی همون Other Options ) حالا دکمهی ESC رو بزنید و در انتهای مکاننما خط بالا رو اضافه کنید. و حالا اینتر بزنید.
حالا میتونید سیستم رو نصب کنید و البته دقت کنید باید بعد از نصب مراحلی رو که من در اینجا متحمل (!) شدم رو انجام بدید. یا اینکه این پست رو ببینید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: ولی خداییش این نسخهی اوبونتو زیاد هم قشنگ نشده. مثلا یه صفحه مثلا OOo Writer رو باز کنید و Full Screen کنید. ( اصلا ترسناکه !!
)
نویسنده بهرام در فروردین ۲۹م, ۱۳۸۹
یادش بخیر وقتی بچه بودیم و بحث رمز و این مسائل پیش میاومد همه سعی میکردن یاد بگیرن و به کسی هم یاد ندن! بزرگتر که شدیم ، فهمیدیم دنیایی وجود داره که در اون هرکسی هر چیزی میدونه به دیگری میگه و همه از همدیگه یاد میگیرن و اون دنیایی نیست جز گنو.

حالا بحث من با دوستانی هست که میخوان کافینت یا حتی در دانشگاه به صورت گنو/لینوکسی راهاندازی کنند. اگه تا حالا بر روی GRUB خودتون رمز نگذاشتید همین الان این کار رو بکنید. برای چی ؟! خوب برای اینکه یک از خدا بیخبری ( مثل بنده !
) میاد و به راحتی با همین گراب شما دست به هر کاری که دلش میخواد میزنه.
حالا قبل از اینکه بدونید چطوری بر روی گراب رمز بگذارید ببینید مهاجم (!) چطوری میتونه سیستم شما رو در اختیار خودش بگیره ؟!
وقتی که BIOS گراب رو اجرا میکنه و منو رو ظاهر میکنه ( اگه ظاهر نشد بوسیلهی کلید شیفت سمت راست این کار رو بکنید ) کلید e رو بر روی صفحهکلید بزنید ( بعضی از توزیعها مثل اوپن سوزه به صورت پیشفرض در حالت edit قرار دارن ) و حالا خطی که شامل kernel هست رو پیدا کنید بازم e رو بزنید. حالا در انتهای این خط اضافه کنید :
init=/bin/sh
و کلید ESC رو بزنید و حالا b رو بزنید تا با این تغییرات بوت انجام بشه. اگه این کارها رو درست انجام داده باشید بایستی بدون رمز هم اکنون در محیط شل باشید. اما هنوز در سیستم اصلی قرار ندارید. باید سیستم اصلی خودتون رو پیدا کنید. این کار رو کافیه با زدن دستور fdisk -l و مشخص کردن اینکه در چه پارتیشنی قرار گرفته بکنید. ( مثلا مال من /dev/sda3 هست )
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹
وقتی صحبت از فریمورکی با این قدرت و عظمت میشود بنده و امثال بنده توانایی گفتن حتی قسمتی از اون رو نخواهیم داشت. اما کسانی که علاقه به KDE داشته باشن امکان نداره که با Qt ( بخوانید کیوت ) آشنا نباشند. کیوت یکی از چندین فریمورک قدرتمندی است که محصول دنیای گنو/لینوکس ( و قبلا یونیکس) هستند. ( محصولات دیگری مانند +GTK و wxWidgets و چیزای دیگه که نمیدونم ! )

تعطیلات امسال خیلی برام مفید بود. چون کتاب بسیار قوی بهنام «C++ GUI Programming Using Qt» رو در پشتهی (!) مطالعات آزادم داشتم و عید امسال وقتش رسیده بود. باور کنید حتی وقتی که فقط ۸-۷ فصل این کتاب رو بخونید از این ملت تعجب خواهید کرد که چرا این ملت به سراغ چیزهایی مثل محصولات ویژیوال مایکروسافت میرن ؟!
Qt علاوه بر اینکه وابسته به محیطی که در اون برنامهنویسی میکنید نیست بلکه به شما امکان استفاده از کتابخانههای بسیار وسیعی رو میده که حتی به فکرتون هم خطور نمیکنه. به خصوص اینکه با پشتیبانی خوب شرکت نوکیا از Qt هم اکنون محیط مجتمع برنامهنویسی کیوت برای هرسه سیستمعامل محبوب ویندوز ، گنو/لینوکس و مکاواس از محیطهای ویژوال مایکروسافت خیلی خیلی بهتره.
در طول این تعطیلات هم برنامههای فصلهای ۱ تا ۵ رو تک به تک نوشتم و از لحظه-لحظهی نوشتن کدهام لذت میبردم. به خصوص اینکه کدها رو با بدون تغییرات روی کامپیوتر دیگهای که نزدیکم بود و روی ویندوزش تست میکردم. البته شروع یه مقدار سخته چون در این کتاب از SDK استفاده نشده و فقط از Qt Designer استفاده شده و ارتباط بین فایلهای UI و کدهای CPP به صورت دستی برقرار شده.
در این کتاب به صورت کامل کامپایل و استفاده از برنامههای نوشته شده برای هرکدام از سیستمعاملهای محبوب رو توضیح داده و تنها به یک OS تکیه نکرده.
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹
اگه الان دارید از openSUSE 11.2 روی لپتاپتون استفاده میکنید داخل کنسول شده و su بزنید و دستور زیر رو وارد کنید
lspci -v | grep Audio
اگه چیزی شبیه «Audio device: nVidia Corporation Device» پیدا کردید و توی آخرین خط همین Device خطی به صورت «Kernel Driver In use» وجود نداشت بدونید که از شما از ابزار صوتی بسیار عالی nVidia در لینوکس خود بیبهره هستید. ( در کل باید همهی PCI های شما بوسیلهی یک درایور کرنل مورد استفاده بگیره در غیر اینصورت شما از همهی قابلیتهای سیستمتون بهره نمیگیرید. )

مشکل نصب نبودن درایور این کارت برای خود من نبود صدا برای میکروفون لپتاپم بود. اما بعد از حل این مشکل دیدم که واقعا روی خروجی صدام خیلی تاثیر گذاشته.
برای حل این مشکل و نصب درایور nVidia Audio یا به اختصار nvaudio باید ALSA رو به آخرین نسخه آپگرید کنید. قبل از هرچیزی بگم که در صورتی که اینترنت پرسرعت ندارید بیخیال این آپگرید بشید ! ( چون نیاز دارید تا حدود ۲۵۰ مگابایت برای نصب texlive دانلود کنید – یا حداقل اینکه اگه توی DVD اوپن سوزه پیدا کردید ، از روی اون نصب کنید ) نسخهی ALSAیی که در openSUSE 11.2 هست قدیمیه (۱٫۰٫۲۰) و برای لپتاپهای جدید خوب جواب نمیده !
برای آپگرید ALSA در openSUSE 11.2 مراحل زیر رو باید انجام بدید :
۱. بایستی برای کامپایل بستههای ALSA 1.0.22.1 یکسری پکیج نصب کنید. ترمینال رو باز کرده به su برید و بزنید :
zypper install make automake checkinstall makedev
zypper install gettext-runtime xmlto libasound2
zypper install libncurses5 libncurses6 ncurses-devel ncurses-utils linux-kernel-headers
» ادامه مطلب
نویسنده بهرام در اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸
من به شخصه پرینترهای Canon رو خیلی دوست دارم. به خاطر اینکه اولا خیلی با کیفیت هستن و دیگه اینکه برای پرینترهاش درایور اوپن سورس رو منتشر میکنه. شما هر سیستمی داشته باشید میتونید روی اون کامپایل کنید. 
مثلا در این آدرس درایور لینوکس برای پرینترهای نوع LBP موجود هست. اما وقتی پکیج رو ببینید ، بستهی باینری فقط برای معماریهای i386 اینتل وجود داره. اگه شما یک سیستم ۶۴ بیتی اینتل ( و یا AMD ) داشته باشید این درایور اصلا کار نمیکنه !! ولی مشکلی نیست. در همین پکیج سورس درایور هم موجوده و میتونید کامپایل کنید.
در این پست خیلی عالی نحوهی کامپایل این درایور رو توضیح داده. با نصب تعدادی بستههای glib2-devel و cups-devel این سورس به راحتی کامپایل میشه و میتونید براش RPM درست کنید.
اگه کامپایل کردنش براتون خیلی سخته ، من این کار رو براتون کردم و میتونید دانلود کنید.
دانلود درایور ۶۴ بیتی پرینترهای Canon سری LBP
خواستم اون رو در همون فروم بذارم اما مثل اینکه ثبت اشتراک فعلا مشکل داره. اگه کسی تونست ، اونجا هم آپلود کنه.
موفق باشید.
پ.ن : عکسی که گذاشتم همین پرینتری هست که دارم استفاده میکنم (LBP2900)
جدیدترین دیدگاهها